تبلیغات
اثنی عشریه در نقد و رد صوفیه و فلاسفه و عرفان های کاذب


تصریح شفیعی کدکنی به تعصب و تنگ‌نظری خواجه عبد الله انصاری و ارادتش به معاویه


آقای دکتر شفیعی کدکنی از اساتید بزرگ در زمینه زبان و ادبیات فارسی و شناخت و تصحیح آثار صوفیه در مقدمه‌اش بر کتاب تاریخ نیشابور می‌نویسد:


«کسانی که او (حاکم نیشابوری) را به تشیع متهم کرده‌اند، افراد بسیار متعصب و تنگ‌نظری از نوع خواجه عبد الله انصاری بوده‌اند که در حق حاکم گفته است: «ثقة فی الحدیث ورافضی الخبیث» یعنی در نقل احادیث، بسیار مورد وثوق است اما رافضی (شیعه) خبیثی است و از جمله دلایل رفض و تشیع او را یکی این دانسته‌اند که وی با معاویه و آل معاویه دشمنی داشته و این دشمنی را آشکار می‌کرده است».


همچنین در پاورقی همان صفحه می‌نویسد:


«از به کار بردن کلمه «تنگ‌نظر» در مورد این مرد بزرگ بسیار متاسفم ولی خوانندگان باید بدانند که چهره افسانه‌ای و موجود در «مناجات‌ها» که اغلب آن‌ها منسوب به اوست (یعنی انتسابشان به او قابل تایید نیست) با آنچه حقیقت تاریخی او را که مردی است بسیار متعصب در مذهب حنبلی تشکیل می‌دهد زمین تا آسمان تفاوت دارد. از همین داوری او در باب حاکم طرز تفکر او را به خوبی می‌توان دریافت.»


تاریخ نیشابور، تألیف حاکم نیشابوری، با مقدمه شفیعی کدکنی، صفحه ۳۶، چاپ انتشارات آگاه



  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 11 خرداد 1398  03:37 ق.ظ
نوع مطلب: (رد وحدت وجود ،) توسط:


مأخذ وحدت وجود در کلام دکتر سعید نفیسی


آیا مأخذ وحدت وجود از اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام هست یا بدعتی بوده که از غیرمسلمانان وارد مکتب تصوف و فلاسفه شده؟


سعید نفیسی، تصوف‌پژوه و استاد تاریخ و ادبیات در مورد مأخذ و سرچشمه وحدت وجود می‌نویسد:


فلسفه وحدت وجود در ایران و هند مأخوذ از فلسفه هندی «پتنجالی» است که تعبیر آن این است که «رنگ آب رنگ ظرف آنست».


سرچشمه تصوف در ایران، تألیف سعید نفیسی، صفحه ۲۲۲، چاپ کتابفروشی فروغی


قضاوت با شما !!!



نظرات()   
   


کفر صوفیه و وحدت وجودی‌ها در کلام علامه محمد تقی مجلسی رضوان الله علیه


علامه محمد تقی مجلسی قدس الله روحه الشریف در کتاب شریف لوامع صاحبقرانی در مذمت صوفیه می‌نویسد:


بسیار است که ملحد می‌شوند به نادانی چون عبارات صوفیه قریبست به عبارات ملاحده و مثل عبارت ملاحده مثل عبارت حدیث قدسی که الحال گفته شد جمعی حلول می‌فهمند و جمعی اتحاد و جمعی به وحدت وجود به نحوی که خود میفهمند و همه کفر است.


لوامع صاحبقرانی، تألیف علامه محمد تقی مجلسی، جلد ۷، صفحه ۸۳، چاپ موسسه اسماعیلیان



نظرات()   
   
یکشنبه 28 بهمن 1397  12:44 ق.ظ
نوع مطلب: (کلام علما ،) توسط:


اعتقاد شیعه در مورد توحید


شیخ صدوق رضوان الله علیه می‌نویسد:


دین الامامیة هو الاقرار بتوحید الله تعالى ذكره، ونفی التشبیه عنه، وتنزیهه عما لا یلیق به.


آیین امامیه یعنی اقرار و شناخت به توحید خداوند متعال و نفی تشبیه از خداوند متعال، و تنزیه خداوند متعال از هرگونه عیب و نقص است.


امالی شیخ صدوق، صفحه ۴۵۴، چاپ موسسه الاعلمی للمطبوعات



  • آخرین ویرایش:یکشنبه 28 بهمن 1397
نظرات()   
   


تحریف فضیلتی از فضائل حضرت زهرا و خدیجه سلام الله علیهما توسط ابن عربی صوفی ناصبی


محمد بن جریر طبری از علما و مفسرین بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده است: 


حدثنی المثنى قال، حدثنا آدم العسقلانی قال، حدثنا شعبة قال، حدثنا عمرو بن مرة قال، سمعت مرة الهمدانی یحدث، عن أبی موسى الأشعریّ قال: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: کمل من الرّجال کثیرٌ،ولم یکمل من النساء إلا مریم، وآسیة امرأة فرعون، وخدیجة بنت خویلد، وفاطمة بنت محمد.


رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: از مردان افراد زیادی به کمال رسیدند، ولی از زنان جز مریم و آسیه زن فرعون و خدیجه بنت خویلد و فاطمه دختر محمد (علیهم السلام) به کمال نرسیدند. 


جامع البیان فی تفسیر القرآن، تالیف طبری، جلد ۵، صفحه ۳۹۵، چاپ دار هجر



اما ابن عربی اندلسی صوفی برای تخریب فضائل حضرت زهرا و حضرت خدیجه علیهما السلام نام آن دو حضرت را از روایت حذف کرده و می‌نویسد:


کما قال صلى الله علیه [وآله] وسلم: فی الکمال. فذکر أنّه یکون أیضا فی النساء، وعیّن منهنّ مریم بنت عمران وآسیة إمرأة فرعون.


همچنین پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد کمال، یادآور شده که در زنان نیز ممکن است، و از میان آنان مریم دختر عمران و آسیه زن فرعون را معین نموده است.


الفتوحات المکیة، تالیف ابن عربی، جلد ۱۳، صفحه ۵۸۳، چاپ الهیئة المصریة العامة للکتاب



تحریف و انکار فضائل اهل بیت علیهم السلام که مورد قبول اهل سنت عمری هستند توسط ابن عربی، جز حکایت از خباثت و ناصبی‌گری و دشمنی او با اهل بیت علیهم السلام چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟!



نظرات()   
   
دوشنبه 15 بهمن 1397  01:01 ق.ظ

حدیث عرضه دین


شیخ صدوق رضوان الله علیه روایت کرده است«


حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عِمْرَانَ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اَلْعَظِیمِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحَسَنِیِّ قَالَ : دَخَلْتُ عَلَى سَیِّدِی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ اَلصَّادِقِ ع فَلَمَّا أَبْصَرَنِی قَالَ لِی مَرْحَباً بِكَ یَا أَبَا اَلْقَاسِمِ أَنْتَ وَلِیُّنَا حَقّاً قَالَ فَقُلْتُ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَعْرِضَ عَلَیْكَ دِینِی فَإِنْ كَانَ مَرْضِیّاً أَثْبُتُ عَلَیْهِ حَتَّى أَلْقَى اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ هَاتِ یَا أَبَا اَلْقَاسِمِ فَقُلْتُ إِنِّی أَقُولُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَاحِدٌ- لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ‌ءٌ خَارِجٌ مِنَ اَلْحَدَّیْنِ حَدِّ اَلتَّعْطِیلِ [وَ حَدِّ اَلْإِبْطَالِ ] وَ حَدِّ اَلتَّشْبِیهِ وَ إِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْمٍ وَ لاَ صُورَةٍ وَ لاَ عَرَضٍ وَ لاَ جَوْهَرٍ بَلْ هُوَ مُجَسِّمُ اَلْأَجْسَامِ وَ مُصَوِّرُ اَلصُّوَرِ وَ خَالِقُ اَلْأَعْرَاضِ وَ اَلْجَوَاهِرِ وَ رَبُ‌ كُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ مَالِكُهُ وَ جَاعِلُهُ وَ مُحْدِثُهُ وَ إِنَّهُ حَكِیمٌ لاَ یَفْعَلُ اَلْقَبِیحَ وَ لاَ یُخِلُّ بِالْوَاجِبِ وَ إِنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ خَاتَمُ اَلنَّبِیِّینَ فَلاَ نَبِیَّ بَعْدَهُ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ وَ إِنَّ شَرِیعَتَهُ خَاتِمَةُ اَلشَّرَائِعِ لاَ شَرِیعَةَ بَعْدَهَا إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ وَ أَقُولُ‌ إِنَّ اَلْإِمَامَ وَ اَلْخَلِیفَةَ وَ والی وَلِیَّ اَلْأَمْرِ بَعْدَهُ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ اَلْحَسَنُ ثُمَّ اَلْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ أَنْتَ یَا مَوْلاَیَ فَقَالَ ع وَ مِنْ بَعْدِی اَلْحَسَنُ اِبْنِی وَ كَیْفَ اَلنَّاسُ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ فَقُلْتُ وَ كَیْفَ ذَلِكَ یَا مَوْلاَیَ قَالَ ع لِأَنَّهُ لاَ یُرَى شَخْصُهُ وَ لاَ یَحِلُّ ذِكْرُهُ بِاسْمِهِ حَتَّى یَخْرُجَ فَیَمْلَأَ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً قَالَ فَقُلْتُ أَقْرَرْتُ وَ أَقُولُ إِنَّ وَلِیَّهُمْ وَلِیُّ اَللَّهِ وَ عَدُوَّهُمْ عَدُوُّ اَللَّهِ وَ طَاعَتَهُمْ طَاعَةُ اَللَّهِ وَ مَعْصِیَتَهُمْ مَعْصِیَةُ اَللَّهِ وَ أَقُولُ إِنَ‌حَقٌّ وَ اَلْمُسَاءَلَةَ فِی اَلْقَبْرِ حَقٌّ وَ إِنَّ اَلْجَنَّةَ حَقٌّ وَ اَلنَّارَ حَقٌّ وَ اَلصِّرَاطَ حَقٌّ وَ اَلْمِیزَانَ حَقٌ‌ وَ أَنَّ اَلسََّاعَةَ آتِیَةٌ لاََ رَیْبَ فِیهََا وَ أَنَّ اَللََّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی اَلْقُبُورِوَ أَقُولُ إِنَّ اَلْفَرَائِضَ اَلْوَاجِبَةَ بَعْدَ اَلْوَلاَیَةِ اَلصَّلاَةُ وَ اَلزَّكَاةُ وَ اَلصَّوْمُ وَ اَلْحَجُّ وَ اَلْجِهَادُ وَ اَلْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْیُ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ حُقُوقُ اَلْوَالِدَیْنِ فَقُلْتُ هَذَا دِینِی وَ مَذْهَبِی وَ عَقِیدَتِی وَ یَقِینِی قَدْ أَخْبَرْتُكَ بِهِ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ع یَا أَبَا اَلْقَاسِمِ هَذَا وَ اَللَّهِ دِینُ اَللَّهِ اَلَّذِی اِرْتَضَاهُ لِعِبَادِهِ فَاثْبُتْ عَلَیْهِ ثَبَّتَكَ اَللَّهُ‌ بِالْقَوْلِ اَلثََّابِتِ فِی اَلْحَیََاةِ اَلدُّنْیََا وَ فِی اَلْآخِرَةِ .


حضرت عبد العظیم حسنی علیه السلام گفت: بر مولای خود علی بن محمد (امام هادی علیه السلام) وارد شدم. چون نظر ایشان بر من افتاد، فرمود: خوش آمدی، اى ابو القاسم! به راستی، تو از دوستان حقیقی ما هستی. گفتم: ای پسر پیامبر ! میل دارم دینم را بر شما عرضه بدارم، که اگر مورد پسند بود، بر آن ثابت باشم تا به لقاى خداوند عز و جل برسم. امام علیه السلام فرمودند: عقائد خود را اظهار نما. گفتم: من معتقدم که خدای متعال، یکی است و چیزی مانند او نیست، و از دو حد ابطال و تشبیه، بیرون است. خداوند، جسم و صورت و عرض و جوهر نیست؛ بلکه اوست که اجسام را جسمیت داده و صورت‏‌ها را صورت بخشیده و اعراض و جواهر را آفریده است. او پروردگار همه چیز و مالک و آفریننده پدیده‌هاست، و [عقیده دارم که‏] محمد صلی الله علیه و آله بنده و فرستاده او، خاتم پیغمبران است و پس از ایشان تا روز قیامت، پیامبری نخواهد بود. شریعت ایشان، آخرین شرایع بوده و پس از او تا روز قیامت، دینی نخواهد آمد. عقیده من در باره امامت، این است که امام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله امیر مومنان علی بن ابی طالب علیه السلام است و پس از او حسن و پس از وی حسین و سپس علی بن الحسین و سپس محمد بن علی و سپس جعفر بن محمد و سپس موسی بن جعفر و سپس علی بن موسی و سپس محمد بن علی علیهم السلام و پس از این‌ها، امام مفترض الطاعه، شما هستید. در این هنگام، امام هادى علیه السلام فرمودند: و پس از من، فرزندم حسن، امام است؛ لیکن مردم در باره امام پس از او، چه خواهند کرد؟ گفتم ای مولاى من! مگر جریان زندگی امام پس از او، از چه قرار است؟ فرمود: شخص امام بعد از فرزندم حسن، دیده نمی‌شود و بردن اسمش بر زبان‏‌ها ممنوع است تا آن گاه که [از پس پرده غیبت‏] بیرون بیاید و زمین را از عدل و داد پر نماید، همان طور که از ظلم و ستم پر شده است. گفتم: [به این امام غایب هم‏] اقرار دارم و نیز می‌گویم: دوست آنان، دوست خدا و دشمن آنان، دشمن خداست، طاعت آنان، طاعت خدا و نافرمانی از آنان، نافرمانی از خداست. من عقیده دارم که معراج، پرسش در قبر، بهشت، دوزخ ، صراط و میزان حقند، و روز قیامت خواهد آمد و در وجود آن شکی نیست و خداوند، همه مردگان را زنده خواهد کرد. نیز عقیده دارم که واجبات، پس از اعتقاد به ولایت (امامت)، عبارت‌اند از: نماز ، زکات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر. در این هنگام، امام هادى علیه السلام فرمودند: اى ابو القاسم ! به خدا سوگند، این [عقاید]، دین خداست که آن را براى بندگانش برگزیده است. پس بر آن، ثابت باش. خداوند، تو را بر طریق ثابت در زندگی دنیا و آخرت پایدار بدارد!


مصنفات الشیخ الصدوق، صفات الشیعة، حدیث ۶۸



پی نوشت: این حدیث یکی از مهم ترین احادیث عقاید است که شیعیان باید از آن پیروی کنند.


نظرات()   
   

چاخان‌های عطار نیشابوری در کتاب تذکرة الاولیاء (قسمت اول)


عطار نیشابوری از بزرگان صوفیه و بت‌های آنان است که در مقابل مکتب اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته و عادت عجیبی در داستان‌سرایی و ساختن خزعبلات عجیب و غریب برای معجزه‌سازی برای اقطاب صوفیه دارد و این مهملات را به خصوص در کتاب تذکرة الاولیاء جمع‌آوری کرده است. او پس از ترکیب صنعتی و سنتی می‌نویسد:


نقلست که وقتی لشکر اسلام در روم ضعیف شده بود (یعنی بیش از دو قرن قبل از تولد بایزید بسطامی) و نزدیک بود که شکسته شوند از کفار، آوازی شنیدند که یا بایزید دریاب ! در حال از جانب خراسان آتشی بیامد چنان که هراسی در لشکر کفار افتاد و لشکر اسلام نصرت یافت !!!


تذکرة الاولیاء، تالیف عطار نیشابوری، صفحه ۱۴۶



قضاوت با شما


نظرات()   
   
چهارشنبه 26 دی 1397  08:46 ب.ظ
نوع مطلب: (کلام علما ،) توسط:


توبه جناب فیض کاشانی اعلی الله مقامه از فلسفه و تصوف


فیض کاشانی داماد و بهترین شاگرد ملاصدرا بود که در اواخر عمر خود از روش صوفیانه توبه کرد و بازگشت؛ بنا بر این صوفی خواندن وی پس از تصریح او به ندامت و پشیمانی ناصحیح است.


او در رساله الانصاف می‌نویسد:


نه متكلمم و نه متفلسف و نه متصوفم و نه متکلف بلکه مقلد قرآن و حدیث و تابع اهل بیت آن سرور (علیهم السلام)، از سخنان حیرت افزای طوایف اربع ملول و بر کرانه، و از ما سوای قرآن مجید و حدیث اهل بیت (علیهم السلام) آنچه بدین دو آشنا نباشد بیگانه.

آنچه خوانده‌ام همه از یاد من برفت

الا حدیث دوست که تکرار می‌کنم


ده رساله فیض کاشانی، رساله الانصاف، صفحه ۱۹۶



و در جای دیگر این کتاب می‌نویسد:


سبحان الله عجب دارم از قومی که بهترین پیغمبران را برایشان فرستاده‌اند به جهت هدایت، و خیر ادیان ایشان را ارزانی فرمود از روی مرحمت و عنایت و پیغمبر ایشان کتابی گذاشته وخلیفه دانا به آن کتاب واحدا بعد واحد بجای خود گماشته به نصی از جانب حق تا افاضت نور او تا قیام قیامت باقی و تشنگان علم و حکمت را به قدر حوصله و درجه ایمان هر یک ساقی باشد حیث قال «انی تارك فیكم الثقلین ان تمسكتم بها لن تضلوا بعدی، كتاب الله وعترتی اهل بیتی»؛ ایشان التفات به هدایت او نمی‌نمایند و از پی در یوزه علم بر در امم سالفه می‌گردند و از نم جوی آن قوم استمداد می‌جویند و به عقول ناقصه خود استبداد می‌نمایند.

مصطفی اندر جهان آنگه کسی گوید ز عقل

آفتاب اندر جهان، آنگه کسی جوید سها

همانا این قوم گمان کرده‌اند که بعضی از علوم دینیه هست که در قرآن و حدیث یافت نمی‌شود و از کتب فلاسفه با متصوفه می‌توان دانست، از پی آن باید رفت. مسكینان نمی‌دانند که خلل و قصور نه از جهت حدیث یا قرآن است بلکه خلل در فهم و قصور در درجه ایمان ایشان است. قال الله سبحانه «ونزلنا علیك الكتاب تبیانا لكل شی وهدى ورحمة وبشرى للمسلمین» الى غیر ذلك مما جاء فی معناه.

و هر گاه خلل و قصور در فهم و ایمان ایشان باشد مطالعه کتب فلاسفه و متصوفه نیز سودی نخواهد داد، چرا که آن را نیز کما هو حقه نخواهند فهمید.

گر جهان را پر در مکنون کنم

روزی تو چون نباشد چون کنم


ده رساله فیض کاشانی، رساله الانصاف، صفحه ۱۸۶-۱۸۸



نظرات()   
   


دیدگاه مرحوم آیة الله سید عز الدین زنجانی در مورد فخر رازی، ابن عربی، غزالی و مولوی


آیة الله سید عز الدین زنجانی قدس سره می‌نویسند:


این فخر رازی و آن ابن عربی، آن هم غزالی و هم چنین مولوی و امثال او، به قدری گمراهند که ضلالتشان از عمیق‌ترین ضلالت‌هاست. اینها هم در علم و هم در ریاضت تلاش کرده‌اند، گاهی هذیان‌های عجیبی می‌گویند و تعریف‌های فراوانی از دشمنان خدا، مانند طلحه، زبیر و معاویه می‌کنند.


خواجه نصیر الدین طوسی می‌گوید: «و أمّا من حارب علیّاً كفر؛ آنان که با علی (علیه السلام) جنگیدند فاسق نیستند، بلکه کافرند».


از آنچه گفته شد چنان نتیجه می‌گیریم که تنها در اثر ریاضت و بدون شناخت امام، انسان به درجه امثال طلحه، زبیر و معاویه می‌رسد. بنا بر این غیر از تمسک به امام معصوم هیچ گاه به صراط مستقیم راه نخواهیم یافت.


تفسیر سوره مبارکه حمد، تألیف سید عز الدین زنجانی، صفحه ۱۳۹



()   
   
دوشنبه 3 دی 1397  01:05 ق.ظ
نوع مطلب: (نقد مولوی ،) توسط:


انحرافات اخلاقی شمس تبریزی و مولوی بلخی


شرم آور نیست؟


صوفی مشهور عبد الرحمن جامی در کتاب نفحات الانس از بزرگ ترین کتب صوفیه آورده است:


روزی مولانا شمس الدین (شمس تبریزی) از مولانا شاهدی (مفعول) زیبارو درخواست کرد. مولانا حرم (همسر) خود را در دست گرفته در میان آورد. (شمس تبریزی) فرمود که او خواهر جانی من است، نازنین پسری می.خواهم. (مولوی) فی الحال فرزند خود سلطان ولد را پیش آورد. شمس فرمود: حالیا اگر قدری شراب دست می‌داد ذوقی می‌کردیم. مولانا بیرون آمد و سبویی از محله جهودان پر کرده بیاورد.


نفحات الانس، تالیف عبد الرحمن جامی، صفحه ۲۹۷



آری صوفیان به قدری مرید و ذوب در قطب خویش هستند که اگر قطب از آن‌ها ناموسشان را هم بخواهد، فورا حاضر می‌کنند !!!


نظرات()   
   
پنجشنبه 1 آذر 1397  01:06 ق.ظ
توسط:


اوج تناقض و نفاق و دورویی موسوی مطلق


تصویر سمت راست: تکذیب احادیث مذمت صوفیه به خاطر دفاع از عقاید باطل صوفیه و اولیاء خدا خواندن آنان در سایت موسوی مطلق


تصویر سمت چپ: تایید همان احادیث به خاطر منافع سیاسی در کانال تلگرام موسوی مطلق!!!!


قضاوت با شما


()   
   


جعل حدیث و تکفیر غیرمعتقدین به جبرگرایی توسط شبستری صوفی بزرگ


شبستری از ارکان صوفیه می‌گوید:


هر آنکس را که مذهب غیر جبر است / نبی فرمود کو مانند گبر (کافر) است !!!


گلشن راز، تالیف شبستری، صفحه ۵۹



این در حالی است که بر خلاف حدیث جعلی که این صوفی جعل کرده است، از نظر معصومین پیروان جبر خود کافر هستند؛ چنانچه شیخ صدوق رضوان الله علیه روایت کرده است که امام رضا علیه السلام فرمودند:


بِالتَّشْبِیهِ وَ الْجَبْرِ فَهُوَ کَافِرٌ مُشْرِکٌ وَ نَحْنُ مِنْهُ بِرَاءٌ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة.


هر کس به تشبیه و جبر اعتقاد داشته باشد کافر و مشرک است، و ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم.


التوحید، تألیف شیخ صدوق، صفحه ۳۶۴



قضاوت با شما



نظرات()   
   
چهارشنبه 16 آبان 1397  01:25 ق.ظ
نوع مطلب: (نقد مبانی فلسفه ،) توسط:


سوالی از متخصص فلسفه و عرفان اسلامی دکتر یحیی یثربی:


آقای دکتر! ملاصدرا می گوید: «تبا لفلسفة تکون قوانینها مخالفة للکتاب و السنة» که ظاهراً ادعای اسلامی بودن دارد؟؟


دکتر یثربی: بله درست است؛ البته اسلامی نمی‌داند، بلکه می‌گوید این فلسفه با اسلام مخالفت ندارد؛ باز هم استقلالش را قبول دارد و نمی‌توانند نام اسلامی روی آن بگذارند؛ چرا؟ چون در تعریف فلسفه، در همان حوزه به طلبه یاد می‌دادند که فلسفه عبارت است از اینکه شما در هر کار فکری که می‌کنی ملتزم و متعهد به نتیجه نباشی بلکه ببینی برهان تو را به کجا می‌برد؛ پس این روش نمی‌تواند دینی باشد؛ (برای این توضیح می‌دهم که خیلی شبهه ایجاد شده و برای آیندگان بد است) و در ادامه‌اش هم می‌گویند: ما علم دینی درست می‌کنیم؛ یعنی کاری که غربی ها ۸ قرن پیش کردند و یک دنیا دردسر درست کردند؛ حالا بیا بگو این علم، دینی است؛ فردا شیمی تغییر کند، باید دین هم تغییر پیدا کند. این کارها درست نیست! ببینید، فلسفه علم حقایق است. علم حقایق است یعنی کارش با موجودات بیرونی است. کار با موجودات بیرونی تعهدبردار نیست؛


الآن من از شما می‌پرسم این چیست؟ شما نگاه می کنی و جوابی می دهی. اگر از یک مسیحی هم بپرسم، اگر مثل شما قوای ادراکی‌اش سالم باشد، همان جواب را می‌دهد؛ اگر از یک هندی هم بپرسم همان جواب را می دهد. جواب دو دو تا چهار تا، مسیحی و اسلامی ندارد. یا مثلاً ترکیبات آب این است و این است، این را آزمایش تعیین می‌کند و مسیحی و اسلامی ندارد. ولی ما چون عادت داریم هر چیزی را قاطی کنیم و اسلامی‌اش کنیم، عرفان را هم اسلامی‌اش کرده‌ایم. از ۳۰۰۰ سال پیش از اسلام، عرفان مکتب شناخته شده‌ای در هند و یونان باستان و مسیحیت بوده و اصلاً ربطی به اسلام ندارد. 


ما می‌توانیم ادعا کنیم که عرفان، اگر درست باشد، با اسلام در تضاد نیست و تفکر هم اگر درست باشد با اسلام در تضاد نیست؛ نه به خاطر این که آن عین این است بلکه به خاطر این که این دین، دینی است واقعی و با عقل به آن می‌رسیم؛ علم هیچ وقت نمی‌تواند با این نظر تو که می‌گویی این مثلاً قندان است مخالفت کند ؛ چرا؟ چون می‌گوید: شما اگر علمی کار کنید، به این نتیجه می‌رسید؛ پس من یک حقیقت و واقعیتی را گفتم و شما هم اگر واقعی کار کنید به آن می‌رسید.


نظرات()   
   
دوشنبه 14 آبان 1397  12:23 ق.ظ
نوع مطلب: (نقد ملاصدرا ،) توسط:

وقتی ملاصدرا نمی‌تواند ارسطو را از فلوطین تشخیص دهد 


ملاصدرا کشف و شهود را به ارسطو نسبت می‌دهد و می‌نویسد:


و بدان که رسیدن به این نکته، و نکات مشابه آن از احکام موجودات، ممکن نمی‌شود جز با مکاشفات باطنی و مشاهدات نهانی  و معیانات وجودی و در این مورد حفظ قواعد بحثی و دانستن احکام مفهومی ذاتی و عرضی بسنده نیست و این مکاشفات جز به سبب ریاضت  و مجاهدات در خلوت و کناره گیری شدید از هم نشینی خلق و بریدن از اعراض دنیا و شهوات باطل آن و بلند مقامی‌های پنداری و آرزوهای دروغین آن حاصل نشود و بیشتر کلمات ارسطو دلالت دارد بر قوت کشف و نور باطن و نزدیکی او به خدا و این که او از اولیاء کامل بود.

 

جلال الدین آشتیانی نیز در جای دیگر درباره انحصار عقول به ده می‌نویسد: 


اینکه صدر المتالهین در کتب خود این قول را معتقد ارسطو می‌داند، اشتباه است چون اثولوجیا تحقیقا از ارسطو نیست و برای شیخ یونانی است. (2)

 

پی نوشت و مصادر و منابع »


1- الاسفار الاربعة، تألیف ملاصدرا، جلد ۹، صفحه ۱۱۸

2- شرح و حال و آراء فلسفی ملاصدرا، تألیف جلال الدین آشتیانی، صفحه ۲۳۲


فلوطین در بین فیلسوفان مسلمان به شیخ یونانی نامیده می‌شود 


بعضی چه خیال خامی دارند که می‌خواهند ملاصدرا را به جهانیان معرفی کنند. 



نظرات()   
   


ابو علی سینا فیلسوفی که جان خود را بر سر هوسبازی و شکم بارگی خود از دست داد !!!


حسین خدیو جم از اساتید فلسفه در بیان نحوه مرگ ابن سینا به نقل از ابو عبید جوزجانی شاگرد خاص ابن سینا می‌نویسد:


همه نیروهای شیخ به کمال بود اما نیروی آمیزش با زنان در وجود وی از دیگر نیروهای شهوانی افزون بود و در این کار زیاده‌روی می‌کرد. روزی از سوی یاران، زیان زن دوستی و پرخوری و شب زنده‌داری که شیخ در این هر سه افراط می کرد به وی گوشزد شد. شیخ پاسخ داد: «خدای بزرگ از نیروهای جسمی و روحی مرا بهره‌ی فراوان بخشیده است. و من باید از همه‌ی این نیروها نیک بهره برگیرم و به موقع برخوردار شوم». زیاده‌روی در شهوات سرانجام جسم نیرومند شیخ را فرسوده کرد. هنگامی که علاء الدوله با تاش فراش می‌جنگید و پورسینا همراه وی بود، بیماری قولنج گریبان شیخ را گرفت. شیخ از ترس آن که مبادا در هنگام کارزار و فرار امیر زمین‌گیر شود و از همگامی با او بازماند، در یک روز هشت بار دستور تنقیه داد که در اثر زیاده‌روی روده‌هایش زخم شد. چون در کار درمان ورزیده بود، خویشتن را به داروهای مناسب اندکی بهبود بخشید اما علیل گشت زیرا از غذا پرهیز نمی‌کرد و از هم‌نشینی با زنان دست‌بردار نبود. در نتیجه بیمای قولنج وی گاهی زورآور می‌شد و زمانی تسکین می‌یافت تا آن هنگام که در رکاب علاء الدوله به سوی همدان رهسپار گردید. در این سفر بیماری شیخ به شدت گرایید و چون به همدان رسید، دانست که نیروی جسمانی خود را چنان از دست داده که دیگر از غذا و دارو کاری ساخته نیست. از این رو از درمان خویش دست کشید و گفت: «مدبر تن من از تدبیر فرومانده و درمان بی فایده است». چند روزی بر این حال بود تا دیده از جهان فرو بست. جسمش را در همدان به خاک سپردند. در آن هنگام پنجاه و هشت ساله بود.


ترجمه رساله اضحویه، تالیف ابن سینا، با مقدمه خدیو جم، صفحه ۲۴



نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :3  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
آخرین پست ها

تصریح شفیعی کدکنی به تعصب و تنگ‌نظری خواجه عبد الله انصاری و ارادتش به معاویه..........پنجشنبه 14 شهریور 1398

مأخذ وحدت وجود در کلام دکتر سعید نفیسی..........شنبه 11 خرداد 1398

کفر صوفیه و وحدت وجودی‌ها در کلام علامه محمد تقی مجلسی رضوان الله علیه..........شنبه 11 اسفند 1397

اعتقاد شیعه در مورد توحید..........یکشنبه 28 بهمن 1397

تحریف فضیلتی از فضائل حضرت زهرا و خدیجه سلام الله علیهما توسط ابن عربی صوفی ناصبی..........یکشنبه 21 بهمن 1397

حدیث عرضه دین..........دوشنبه 15 بهمن 1397

چاخان‌های عطار نیشابوری در کتاب تذکرة الاولیاء (قسمت اول)..........جمعه 12 بهمن 1397

توبه جناب فیض کاشانی اعلی الله مقامه از فلسفه و تصوف..........چهارشنبه 26 دی 1397

دیدگاه مرحوم آیة الله سید عز الدین زنجانی در مورد فخر رازی، ابن عربی، غزالی و مولوی..........سه شنبه 11 دی 1397

انحرافات اخلاقی شمس تبریزی و مولوی بلخی..........دوشنبه 3 دی 1397

اوج تناقض و نفاق و دورویی موسوی مطلق..........پنجشنبه 1 آذر 1397

جعل حدیث و تکفیر غیرمعتقدین به جبرگرایی توسط شبستری صوفی بزرگ..........چهارشنبه 23 آبان 1397

سوالی از متخصص فلسفه و عرفان اسلامی دکتر یحیی یثربی..........چهارشنبه 16 آبان 1397

وقتی ملاصدرا نمی‌تواند ارسطو را از فلوطین تشخیص دهد ..........دوشنبه 14 آبان 1397

ابو علی سینا فیلسوفی که جان خود را بر سر هوسبازی و شکم بارگی خود از دست داد !!!..........جمعه 11 آبان 1397

همه پستها